خرید بک لینک

درباره سایت

نیلوفر آبی

امکانات وب

من ، معـــــــــلم هستم

زندگی پشت نگاهم جاريست

سرزمين كلمات

تحت فرمان منست

قصر پنهان منست

قاصدك های لبانم هرروز

سبزه ی نام خدا را به جهان می بخشد

من معلم هستم

آخرين دغدغه هايم اينست :

نكند حرف مرا هيچ كس امروز نفهميد اصلا

نکند حرفی ماند ؟

نكند مجهولی

روی رخساره ی تن سو خته ی تخته سياه جا مانده ست ؟

من معلم هستم

هر شب از آينه ها می پرسم :

به كدامين شيوه ؟

وسعت ياد خدا را بكشانم به كلاس ؟

بچه ها را ببرم تا لب درياچه ی عشق ؟

غرق دريای تفكر بكنم ؟

با تبسم يا اخم ؟

با یکی بود و نبود ؟

زیر یک طاق کبود ؟

يا كلاغی كه به خانه نرسيد

قصه گویی بكنم ؟

تك به تك يا با جمع ؟

بدوم يا آرام ؟

من معلم هستم

نيمكت ها

نفس گرم قدم های مرا می فهمند

بالهای قلم و تخته سياه

رمز پرواز مرا می دانند

سيب ها

دست مرا می خوانند

من معلم هستم

درد فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن همگی مال منست ،

من معــــــــــــــلم هستم …

برچسب: نویسنده: آرتمیس کاشفی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 0:58

صفحه بندی